• در آموزش یونجه
  • بازدید: 522
  • اخرین ویرایش: آبان ۲۲, ۱۳۹۷
  • چاپ نوشته هاچاپ پی دی اف

اصول صحیح برداشت یونجه

برداشت محصول

رشد يونجه و  برداشت

براي شناخت بهتر تاثير زمان برداشت، آشنايي با چگونگي رشد و نمو يونجه سودمند خواهد بود. گياه در طول فصل رشد آنچه را كه در نتيجه عمل نورساخت (فتوسنتز) توليد مي كند را صرف سوخت و ساز و ذخيره در بخش هاي هوايي خود مي كند و در اواخر فصل رشد به ريشه و طوقه ها انتقال مي دهد.اين ذخائر ريشه انرژي لازم را براي رشد اوليه در بهار و رشد دوباره پس از هر چين برداري فراهم مي كنند. هنگامي رشد فعال در بهار يا پس از هر چين برداري از سرگرفته مي شود كه گياه يونجه براي حمايت از رشد تا ظهور برگ هاي جوان و رسيدن آن ها به مرحله اي كه بتوانند هيدروكربن كافي براي رشد گياه را از طريق نور ساخت فراهم كنند، نياز خود را از ذخائر ريشه و طوقه تامين كند. اين امر در شرايط عادي حدود دو هفته پس از برداشت طول مي كشد. از اين نقطه به  بعد، با افزايش ميزان كربوهيدرات هاي توليدي، گياه اقدام به بازسازي ذخائر ريشه مي كند. در صورتي كه برداشت دوباره يونجه پيش  از بازسازي ذخائر ريشه انجام گيرد، تاثير زيان باري بر زيست سطح سبز و پيوستگي توليد علوفه خواهد داشت. رشد يونجه در آغاز بهار از جوانه هاي طوقه آغاز مي شود و به شرايط دمايي و ذخاير ريشه بستگي دارد. رشد بخش هوايي پس از چين اول، هم از جوانه هاي طوقه و هم ازجوانه هاي جانبي روي ساقه انجام مي شود. در صورتي كه برداشت از ارتفاع بسيار كمتري صورت گيرد (كمتر از 5  سانتي متر)، بيشتر جوانه هاي جانبي حذف شده و همه ي ساقه ها به ناچار بايد از جوانه هاي طوقه پديدار شوند. چون نسبت جوانه هاي طوقه از جوانه هاي جانبي كمتر است ، لذا در اين حالت شمار ساقه كمتر و عملكرد بوته نيز كمتر خواهد بود.


تاثير رسيدگي گياه بر عملكرد

عملكرد يونجه در هرچين برداري با افزايش فاصله چين ها و بلوغ گياه افزايش مي يابد. از ديدگاه نظري، بيشينه عملكرد علوفه بايد در هنگام رسيدن گياه به مرحله شكوفه دهي كامل به دست آيد.ولي در عمل، به علت ريزش برگ ها و برخي از ديگر بخش هاي گياه، بيشينه ميزان عملكرد در هنگام50درصد گلدهي و يا كمي پس از آن به دست مي آيد.افزايش عملكرد در طي مراحل رشد اوليه تا اوايل گلدهي به صورت خطي بوده، ولي پس از اين مرحله از شيب افزايش به شدت كم مي شود.البته به طوركلي، سرعت واقعي افزايش عملكرد متغير بوده و به عامل هاي مختلفي مانند شرايط محيطي، حاصل خيزي خاك، رطوبت خاك، رقم يا اكوتيپ يونجه و ديگر عامل هاي مديريت زراعي بستگي دارد.

تعيين مناسب ترين زمان برداشت

در مديريت توليد علوفه يونجه، بايستي بين عملكرد علوفه، كيفيت علوفه و پايداري توليد تعادلي نسبي ايجاد كرد .مهم ترين عامل مؤثر بر كيفيت علوفه مرحله رشدي آن است.در نتيجه بلوغ گياه، كيفيت علوفه كاهش يافته و ميزان بيشينه و تركيبات هضم ناپذير افزايش مي يابد .از اين رو  تأخير در برداشت براي دستيابي بيشينه عملكرد، كيفيت مطلوب علوفه براي تغذيه دام را كاهش خواهد داد .كيفيت مطلوب علوفه براي افزايش وزن دام، در بازده بالاي توليد شير و بازده توليد مثلي آن بسيار ضروري است. لذا علوفه با كيفيت يكي از مؤلفه هاي لازم براي دامپروي سودآور مي باشد.از سوي ديگر توليد علوفه با بالاترين كيفيت، مستلزم پذيرش پايين بودن عملكرد و پايداري عملكرد مي باشد. بيشينه عملكرد يونجه در مرحله گلدهي كامل به دست مي آيد، در حالي كه بالاترين كيفيت پيش از گلدهي حاصل به دست مي آيد. در توليد علوفه همزمان با تغذيه دام، به علت برداشت تدريجي علوفه، افت كيفيت گريز ناپذير خواهد بود. از اين رو كاشت شمار بسياري از رقم هاي مختلف، از جمله رقم هاي با كيفيت بسيار بالا، به گسترش دوره زماني برداشت بدون افت كيفيت كمك خواهد كرد. مديريت برداشت يونجه بر پايه اين كه هدف از توليد عملكرد بالا، كيفيت بالا، عملكرد و كيفيت علوفه بالا و يا دستيابي به بيشينه پايداري باشد، متفاوت خواهد بود. براي كيفيت بالاي علوفه، چين اول بايد در اوايل مرحله غنچه دهي و چين هاي بعدي در اواسط غنچه دهي انجام شود. تكرار برداشت يونجه زار در اوايل مرحله غنچه دهي براي دستيابي به بالاترين كيفيت ممكن، پايداري سطح سبز را كاهش خواهد داد. به طور معمول بايستي 28 تا 33روز بين چين برداري اول و دوم و سپس03 تا53روز فاصله بين چين هاي بعدي وجود داشته باشد. به علت سريع بودن تغييرات كيفيت علوفه، به ويژه در چين اول، علوفه بايد در يك دوره زماني 4_3 روزه برداشت شود. همچنين توصيه مي شود كه باتوجه به شرايط آب و هوايي منطقه مورد كاشت، حدود 8_5هفته مانده به آغاز فصل سرما برداشت انجام نشود، زيرا يونجه نياز به ساخت و بازسازي ذخاير غذايي براي زمستان گذراني دارد. ايجاد فرصت ساخت ذخائر انرژي براي يونجه از اهميت بالايي در بقاء زمستاني و پايداري سطح سبز مزرعه خواهد داشت. بقاء زمستاني و پايداري سطح سبز يونجه زار تا حدود زيادي با ميزان كل كربوهيدرا ت هاي غير ساختاري (قندها و نشاسته ها) ذخيره شده در ريشه ها و طوقه يونجه در ارتباط است. ذخائر كربوهيدرات هاي غيرساختماني ريشه انرژي لازم براي بقاء گياه در طول دوره فصل خواب(دورمانسي)، رشد اوليه در آغاز فصل بهار و رشد دوباره پس از هر چين را فراهم مي آورد.اگر مديريت براي توليد علوفه با عملكرد و كيفيت بالا اعمال شود، بايستي پس از چين اول كه در مرحله غنچه دهي انجام شده بود، چين دوم با فاصله حدود 33_28روزه و چين سوم با فاصله 55_38 روزه از چين دوم يا در مرحله 10تا 20% شكوفه دهي برداشت شوند.از آنجائي كه كيفيت علوفه در اوايل فصل رشد به سرعت در حال تغيير مي باشد، فاصله چين ها بايستي كوتاه باشند. ولي در طول فصل تابستان تغييرات كيفيت علوفه آهسته تر صورت مي گيرد و به همين علت در بعضي مناطق اجازه برداشت در طي 10-_7روز را به صورت تدريجي فراهم مي آورد.اگر اعمال مديريت هاي زراعي با هدف دستيابي بيشينه پايداري سطح سبز صورت گيرد بايستي چين اول در مرحله 25%  گلدهي و فاصله چين ها بسته به رقم و منطقه بسيار متفاوت بوده و بهتر است بر پايه ميزان 15_10% گلدهي زمان مناسب چين هاي دوم و پس آن تعريف شود.در اين روش، بيشتر بر دستيابي به عملكرد بالا تاكيد مي شود. در اين روش زمان برداشت كمي گسترده تر از زماني است كه هدف توليد علوفه با بالاترين كيفيت باشد.

 

تعيين زمان برداشت چين پاياني

توصيه مي شود كه چين پايان فصل كه منتهي به زمستان است با ارتفاع بيشتري نسبت به چين هاي پيشين برداشت شود. اين ارتفاع بيشتر به علت باقي ماندن برگ هاي پايه اي نورساخت را پيش از بروز سرما افزايش داده و ذخائر ريشه اي تقويت مي كند. از سوي ديگر، ته بوته بلندتر رشد تاج پوشش(كانوپي) سريع تري را فراهم آورده و در صورت بارش برف، گياه را از سرمازدگي محافظت خواهد كرد. همچنين برف بيشتري در سطح يونجه زار نگهداري شده و ذخيره رطوبتي براي اوايل بهار بيشتر خواهد بود.

 

زمان برداشت يونجه در روز برداشت

زمان برداشت يونجه داراي اهميت بالايي است. زمان برداشت بر كيفيت علوفه وخشك كردن آن تأثير گذار است. توصيه مي شود كه يونجه در اوايل روز و به محض اتمام شبنم بر روي گياه برداشت شود. برداشت يونجه در اوايل صبح اين اجازه را خواهد داد كه علوفه طي يك روز كامل خشكانده شود و در نتيجه به بيشينه رساندن زمان خشك شدن ،آسيب و زيان ناشي از تنفس به كمترين برسد و علوفه طي زمان كوتاه تري از يونجه زار گرد آوري شود و از تأثير شرايط نامساعد آب و هوايي در امان بماند. تنفس در ياخته هاي زنده رخ مي دهد و فرآيندي است كه منجر به مصرف قندهاي گياهي مي شود.بروز آسيب و زيان ناشي از تنفس تا زمان خشك شدن علوفه ادامه مي يابد. با كاهش ميزان قندهاي گياهي نسبت ليف افزايش يافته و هضم پذيري علوفه كاهش مي يابد. رخداد بارندگي در زمان خشكاندن علوفه باعث خارج شدن كربوهيدرا ت هاي محلول (قند) و پروتئين ها مي شود.ميزان ليف نامحلول در شوينده خنثي و درصد ليف هاي غير محلول در شوينده اسيدي افزايش يافته و از اين رو هضم پذيري كاهش مي يابد. 

 

بلنداي برداشت يونجه

بلنداي برداشت يكي از عامل مهم در پيوستگي توليد عملكرد بالا و بازسازي مطلوب ذخائر ريشه مي باشد. تحقيقات انجام شده در اين زمينه نشان داده اند كه بلنداي بوته از سطح زمين مي بايستي به صورت متعادل در نظرگرفته شود و باقيماندن ته بوته با بلنداي بيشتر و يا كمتر باعث كاهش عملكرد ماده خشك و محتوي غذايي علوفه خواهد شد. بلنداي مناسب براي برداشت يونجه حدود 5/2 سانتي متر  و در نهايت 5 سانتي متر   است و با افزايش بلندا به بيشتر از اين ميزان، عملكرد ماده خشك به شدت كاهش خواهد يافت.افزايش بلنداي برداشت تنها در مواردي قابل توصيه است كه در وهله نخست گياه يونجه در شرايط تنش قرار داشته باشد و يا ذخائر كربوهيدراته ريشه در حد مطلوب نباشد. دوم اينكه بلنداي  بوته ها در برداشت پاياني  بيشتر از 10 سانتي متر در نظر گرفته شود تا توان بيشتري براي زمستان گذراني داشته باشد. بلنداي مطلوب بوته ها در زمستان ميزان حفظ برف در يونجه زار را افزايش داده و ميزان مصرف آب در اوايل بهار را كاهش خواهد داد. در شرايط صحرايي مرطوب، ته بوته هاي بلندتر از طريق ايجاد تهويه بهتر و همچنين جلوگيري از برخورد علوفه به خاك مرطوب به خشك شدن قسمت هاي انتهايي علوفه برداشت شده كمك خواهند كرد. از ديگر دلايل برداشت با بلنداي مناسب از سطح زمين، متعادل كردن افزايش كيفيت علوفه است. به طور معمول پايين ترين بخش از گياه يونجه داراي ميزان ليف بالايي است و از اين رو كيفيت پايين تري دارد. در كل، از پايين به بالاي بوته يونجه كيفيت و ميزان محتوي غذايي افزايش يافته و ميزان ليف و ليگنين كاهش مي يابد. اگر كشاورزان درهنگام برداشت با افزايش نسبي بلنداي ته بوته از برداشت اين بخش خود داري كنند، كيفيت علوفه به مراتب بهتر خواهد بود. بررسي هاي مختلف نشان داده، كه ميزان علف هرز در يونجه برداشت شده با ته بوته 5سانتي متر بسيار كمتر از ارتفاع 10 سانتي متر مي باشد. كمتر بودن ميزان علف هرز باعث افزايش كيفيت علوفه در چين هاي بعدي خواهد شد.



روش هاي برداشت يونجه

يونجه تازه درو شده داراي 70 تا 85درصد رطوبت بوده كه براي انبار كردن مي بايست به 20 تا 25درصد كاهش يابد.براي كاهش رطوبت ممكن است علوفه را در يونجه زار به طور طبيعي براي مدت چند ساعت تا چند روز، بسته به دماي محيط و شرايط جوي نگه داشته و يا از گرم كن ها و خشك كردن مصنوعي استفاده كرد. هريك از روش هاي برداشت يونجه با هدر رفت كمي و كيفي همراه است. 5 تا 15درصد ماده خشك درشرايط خشك كردن طبيعي در يونجه زار در نتيجه فعاليت آنزيم ها از بين مي رود، خرد شدن و ريختن برگ ها نيز موجب كاهش كيفيت محصول ميشو د، چون درصد پروتئين برگ ها بيش از ساقه است، 70درصد از پروتئين گياه و 90درصد كاروتن (ويتامين) در برگ ها جمع شده است لذا تابش دراز مدت آفتاب، شبنم و باران باعث هدر رفت موادغذايي گياه مي شود. در مناطق مرطوب و باراني، بهترين روش برداشت آن است كه تا حد امكان فاصله زماني بين درو تا گرد آوري از يونجه زار كوتاه شود. آزمايش ها نشان داده كه روش خشك كردن علوفه به صورت آزاد در يونجه زار 32 درصد افت و خشك كردن در انبار 26درصد و با روش سيلو كردن 14درصد افت پروتئين نسبت به كل پروتئين محصول را به همراه دارد.

 

روش دستي

نخستين وسيله برداشت علوفه همان داس بوده است كه در برداشت غلات از حدود5000 سال پيش استفاده مي شده و هنوز هم در بسياري از نقاط ايران و جهان استفاده مي شود.قداره يا شاميله، تكميل شده داس است كه عملكردي بيشتر وخستگي جسمي كمتري به همراه دارد. يك كارگر با يك داس معمولي حدود 250مترمربع مي تواند درو كند،  يا به عبارتي براي يك هكتار 40 نفر روز كار لازم است، ولي با شاميله 1000متر مربع در روز مي تواند برداشت كند كه در آن صورت براي 1هكتار 10 نفر روز كار نياز است.


برداشت يونجه به روش دستي



روش مكانيزه

ماشين هاي دروگري كه با نيروي دام كار مي كردند در سال 1800ميلادي اختراع شد كه نخستين نمونه آن صفحه مدوري بود كه داس روي آن نصب مي شد و پس از آن دروگرهائي با اصول قيچي با حركت رفت و برگشتي تيغه ها ساخته و تكميل شد.


انواع دروگر يونجه

الف –شانه اي   

ب –استوانه اي 

 

ساختمان دروگر شانه اي (رفت و برگشت)

1- شاسي (در 3 نقطه به دو بازوي تحتاني و ساق وسط تراكتور متصل مي شود)

2- دستگاه رانش (حركت از محور تواندهي تراكتور به اين دستگاه كه شامل تسمه و چرخ است منتقل مي شود)

3- فنر تنظيم وزن (براي كنترل وزن دروگر مي باشد)

4- حامي ميله اي است كه پوسته و خارج از مركز را به شاسي متصل مي كند.

5- نگهدارنده، شانه برش را نسبت به تسمه رانش در يك جهت قرار مي دهد.

6- ضامن، به صورت قطعه ناوداني و تحت فشار يك فنر كه در برخورد شانه برش با بازدارنده، شانه آزاد مي شود.

7- كفش ها ، شانه برش و ملحقات آن روي دو كفش دروني و بيروني حمل مي شوند.

8- تخته رديف، تخته چوبي به كفش بيروني متصل است و علوفه بريده شده را به طرفدرون نوار برش، مي راند.

9- چوب رديف، دسته اي چوبي به وسط تخته رديف متصل است كه از بيرون افتادن ساقه ها بريده شده جلوگيري مي كند.

10_سامانه خارج از مركز (اسانتريك) حركت ناشي از محور تواندهي تراكتور (دوراني) براي تأمين حركت تيغه هاي برش توسط اين سامانه تبديل به حركت رفت و برگشت مي شود.

11_شانه برش از شماري تيغه هاي مثلثي كه در كنار هم روي تسمه اي كه زير بند شانه مي شوند ساخته شده كه اين شانه برش (يا قسمت برنده دروگر) در درون انگشتي ها و روي پهنه دروگر، حركت رفت و برگشتي دارد.تيغه ها داراي آج (روي تيغه) براي گياهان زراعي ساقه ضخيم (غلات، يونجه، شبدر،...) و سطح تيغه ها را آب كروم مي دهند تا شيره گياهي به آن نچسبيده و اين نوع تيغه ها درماشين هاي خودگرداني كه شانه برش از سطح زمين ارتفاع بيشتري دارد و نزديك خاك و شن نيست به كار مي روند.مورد استفاده تيغه هاي زير آجدار، رو آجدار مانند است و پس از كند شدن مي توان دوباره تيز كرد، ولي اين كار در تيغه هاي روآجدار عملي نيست.

تيغه هاي لبه صاف براي علوفه ساقه نازك چون چمن و آنهائي كه هنگام درو شيره نمي دهند مناسب است. در شانه برش بيشتر دروگرها از اين نوع تيغه استفاده مي شود.

 

انگشتي ها چهار نوعند

1- سنگلاخي (جنس فولاد يا آهن چكش خوار سخت) و در زمينهاي سنگلاخي به كارمي روند.

2- انگشتي تخت، چون بدون رويه محافظ بوده، در درو، محصولات پر پشت زياد و يا درهم برهم بودن محصول، احتمال گير كردن محصول در انگشتي ها كمتر بوده مورد استفاده قرار مي گيرد.

3- انگشتي معمولي

4- انگشتي دو قلو 

 

تنظيمها

تنظيم تيغه

الف – تنظيم تطبيق خط وسط تيغه از خط وسط انگشتي مي گذرد كه براي انجام اين تنظيم، شانه برش را به طرف درون و يا بيرون، حركت داد و يا طول چلاق دست را تغيير داد. 

ب- تنظيم صفحه هاي پشت بند، با سائيدگي بيش از حد اين صفحه ها، ارتعاش در شانه برش افزايش يافته كه صفحه ها قابل تعويض بوده و يا اين كه با شل كردن مهره هاي نگهدارنده، صفحه ها را به جلو رانده تا تكيه گاه ثابت شود.

ج– تيغه گيره ها: گيره ها بدون آنكه فشاري به تيغه وارد كنند روي تيغه ها تماس داشته و اگر سرگيره ها فشار زيادي روي تيغه ها وارد كنند سبب سائيدگي، فشار  بار به محور پي تي او و كاهش آسان حركت آسان شانه شده، لذا بهترين فاصله حدود 1 ميلي متر بين قسمت عقب كفي انگشتي و زير تيغه مي باشد.

د– تنظيم ارتفاع برش، نسبت به شرايط كشتزار و نوع گياه متفاوت است و درو يونجه بايد سعي كرد كه جوانه هاي نزديك زمين باقي بمانند تا رشد محصول براي چين بعدي سريع تر باشد. 

و– تنظيم انگشتي ها: نوك انگشتي ها به طور معمول بايد موازي سطح زمين باشند، اما درزمين هاي سنگلاخي آن ها را كمي به طرف بالا متمايل كرد تا سنگريزها را رد كنند، دريونجه زارهايي كه محصول خوابيده يا ورس كرده است، نوك انگشتي ها را به طرف پايين ببريد تا بتوانند درون محصول نفوذ كرده و آنها را بلند كنند، و براي تمايل نوك انگشتي ها كه با تمايل شانه نسبت به زمين قابل تغيير است، به طور معمول به وسيله اهرمي مخصوص صورت گرفته و يا در بعضي دروگرهاي سوار، كوتاه و بلند كردن طول ساقه وسط تراكتور عملي مي شود.



انواع دروگرها (رفت و برگشتي)

1- دروگر خودگردان (صندلي دار و بدون صندلي)

2- دروگر تراكتوري (ميان سوار، سوار، نيمه سوار) و در بعضي از آنها پشت تراكتور متصل مي شود كه در مجموع آن را موور دروگر ساقه كوب(كانديشز) گويند.

3-  دروگر بشقابي (اصول ضربه اي) بيشتر براي بريدن علفهاي هرز، مرغزارها، علوفه كنارجاده ها و زمين هاي ورزش به كار مي روند. (دروگر بشقابي براي درو يونجه توصيه نمي شود)، چون محصول بريده شده را با برش هاي دوبار ه به صورت پودر در آورده و به هدر مي دهد).كشاورزان ايراني به هرحال  دروگر بشقابي را بر شانه اي ترجيح مي دهند ، چون ساختار به نسبت ساده تري داشته، شمار تيغه ها و تنظيم هاي كمتر و ساده تري نيز دارد


ساختمان دروگر شانه اي 

1- شاسي (در 3 نقطه به دو بازوي پاييني و ساق وسط تراكتور متصل مي شود)

2- دستگاه رانش (تسمه، چرخ تسمه و جعبه دنده)، جعبه دنده دو وظيفه دارد يكي تغيير مسير انتقال توان (حركت دوراني محور تواندهي در سطح افق را به حركت و به آساني به سطح قائم تبديل مي كند) و ديگري افزايش سرعت 540 دور در دقيقه محور تواندهي به سرعت مناسب 3000 تا 2500دور در دقيقه براي بشقاب ها. 

3- دستگاه برش: متشكل از يك جعبه دنده و 2 يا چند بشقاب، به طور معمول داراي 2يا 3و گاهي 4تيغه مي باشد و حركت بشقاب ها از زير و يا از بالا تأمين مي شود.

شمار بشقاب ها از 2تا 8متغير است، قطر بشقاب ها در چند بشقابي20 سانتي متر ولي در دو بشقابي هاي بزرگ، ممكن است به 80  سانتي متر و بيشتر هم برسد، شمار تيغه ها در هر بشقاب نيز بسته به نوع دورگر متفاوت است به طور معمول 2 يا 3 ولي گاهي به 4عدد مي رسند (تيغه ها با زاويه هاي يكسان روي هر بشقاب قرار دارند) و شكل تيغه ها در همه درازا مستطيلي است و يا در انتها مثلثي شده اند، دو طرف تيز بوده كه پس از سائيده شدن مي توان آنها را جا به جا و يا تيز كرد. جعبه دنده دستگاه رانش و برش به طورمعمول ازيكديگر جدا بوده لذا بايد جداگانه واسكازين ريخت.

4- حفاظ، سرعت دوران زياد بشقاب ها سبب پرتاب سنگ و مواد جامد به اطراف مي شود از اين رو نوعي حفاظ (برزنشي _ فلزي) بر روي بشقاب ها استفاده مي كنند.

5- ديگر قطعه ها (تخته رديف، ابزار تنظيم چون فنر وزن، ضامن و ...

نوع ديگر از دورگرها را كه با اصول ضربه كار مي كنند دروگر شلاقي مي گويند كه تيغه ها  به صورت عمودي روي يك محور استوانه اي  به طور زيگزاك قرار گرفته اند و با چرخش استوانه، علوفه بريده شده به بالا و عقب پشت مي شود و پهناي كار دستگاه به پهناي دارازي  استوانه مي باشند.

 

 

ساقه كوب يا كانديشنر

يونجه درو شده را پس ازكاهش محتواي رطوبت برگ به حجم و وزن معين بسته بندي مي كنند و چون رطوبت ساقه هنوز بيش از ميزان مجاز است و امكان كپك زدن و ضايعات وجود دارد، ساقه را در چند نقطه ترك داده تا آب آن سريعتر تبخير شود و امكان خشك شدن همزمان برگ و ساقه پيش آيد، از اين رو ابزاري براي ترك دادن و يا مچاله كردن ساقه و محصول ساخته شده است كه به ساقه كوب معروف اند و مي توان به صورت يك دستگاه مستقل پس از دروگر(موور) استفاده شود يا همراه با يك ماشين باشد. اگر سر وصداي زياد از دستگاه شنيده شد، مي تواند در اثر نزديك بودن غلتك ها باشد و يا تنظيم غلتك ها درست نباشد و اگر در برداشت، برگ ها آسيب ديده باشند و ريزش آنها در روي زمين به همراه باشد به دليل سرعت زياد چرخ و فلك است و يا فاصله غلتك ها كم است و يا بيش از اندازه له مي كند. 

جاروها (ريك ها): كاشت علوفه با درو كردن پايان نمي يابد و چون علوفه گياهي پرآب است بايد پيش از انبار كردن رطوبت آن كاسته خشك شود و خشك كردن محصول در مناطق پر آفتابي، با كاربرد كانديشنر (موور) ممكن است مشكلي نباشد، ولي در مناطق كم آفتاب و مرطوب و حتي در نواحي خشك، اگر پس از درو بارندگي شود، در هر دو منطقه براي گردآوري محصول، لازم است آنها را رديف كرد كه با ماشين هاي جارو(ريك)انجام مي شود و گاهي لازم مي شود چند رديف را به علت كم پشتي محصول، يك رديف كرد تا خوراك مناسب براي ماشين هاي عمليات بعدي براي مثال بسته بند فراهم آيد و هنگامي نيز به علت پرپشتي محصول پس از درو، ممكن است لازم باشد هر رديف به دو يا سه رديف تقسيم شود



نمونه هايي از ماشين هاي رديف كن و بسته بند يونجه



جا به جا كردن، رديف و هوا دادن از ديگر كارهائي است كه جارو مي تواند انجام دهد . جاروهاي متداول امروزي به دسته مورب، خورشيدي و پخش كن تقسيم مي شوند.جاروهاي مورب نياز به نيروي محركه داشته كه از چرخ آنها و يا نيروي هيدروليك تأمين مي شود و از نظر چگونگي اتصال به تراكتور نيز داراي دنباله بند، نيمه سوار و سوار هستتند.

 

جاروهاي خورشيدي

در ايران جاروهاي خورشيدي از نوع سوار بوده و انواع بزرگ تر آنها ممكن است نيمه سوار باشند و حركت دوراني از چرخ ها در اثر تماس نوك انگشتي محيط چرخ ها با زمين و يا علوفه تأمين مي شود و اين نوع براي پيروي از بلندي زمين، براي انجام كار بهتر بوده (به دليل سادگي و تنظيم هاي كمتر) و همچنين جا به جائي خورشيد ها، براي كشاورزان مورد پسندتر است و خورشيدي ها ممكن است تو پر و يا توخالي باشند. اگر درعمليات با جاروي خورشيدي ملاحظه شد كه علوفه جا مي ماند، به دليل شكسته شدن انگشتي هاست كه مي بايست آنها را عوض كرد و همچنين هنگامي كه در حين جارو كردن علوفه مي پرد، ممكن است به دليل پرش خورشيدي ها است كه مي بايست فشار تاير(نيمه سوار) را امتحان كرد و يا سرعت پيشروي را كم كنيم و اگر شكستگي پياپي انگشتي بهمراه بود مي توان پوسيدگي و زنگ زدگي آنها را بازديد كرد و همچنين قرارگيري درسطح زمين را تنظيم كرد. دليل اينكه گاهي علوفه به انگشتي گير مي كند اين است كه سطح يونجه زار براي جاروكردن خيلي خيس بوده است. نوع  ديگر جاروها، پخش كن مي باشند كه در مناطق بسيار مرطوب و كم آفتاب به كار مي روند به اين صورت كه علوفه براي خشك شدن چند روزي روي زمين مانده و به زمين چسبيده است و بايد با اين ماشين آن را بلند كرده تا كپك نزند و بيشتر از نوع سوار مي باشد.

بسته بندها (بيلرها)

ماشين هاي دنباله بند بوده و حركت را از محور تواندهي مي گيرند و علوفه را پس از برداشت از زمين به صورت بسته هاي (مكعبي، استوانه اي) در مي آورند.

 

بسته بندهاي يونجه مكعبي و استوانه اي شكل

قسمت هاي مختلف

1- قسمت بردارنده علوفه

2- قسمت خورنده (خوراك دهي) به صورت پيچ (هليس) ارشميدس

3- چنگال ها

4- پيستون  

5- فضاي بسته بند

6- چرخ ستاره اي (براي تنظيم درازاي بسته)

7- دستگاه گره زن (به طورمعمول دو عدد) كه سوزن به ازاء هر گره زن، دو عدد مي باشد

8- ناوداني (تنظيم فشردگي بسته علوفه)

9- چرخ طيار(تبديل حركت غيريكنواخت)

ارتفاع بردارنده نسبت به زمين به اندازهاي باشد كه اگر زياد باشد، علوفه روي زمين مانده و اگر كم باشد آسيب ديدن انگشتي ها و همچنين ورود خاك و شن به درون دستگاه شده لذا مناسب ترين فاصله تا زمين در حدود يك سانتي متر است كه در بعضي بسته بندها به طور خودكار بردارنده را با سيم بالا و پايين كرده و در نوع ديگر توسط پيچ كه روي دستگاه است بالا و پايين مي برند.يكي از موارد مهم در بسته بندي، كشش نخ است كه اگر فشار نخ كم باشد بسته شل شده و اگر فشار بر نخ زياد باشد، نخ پاره مي شود. تنظيم فشردگي بسته توسط پيچ هاي لنگي در انتهاي فضاي بسته بند در بيرون قرار داشته كه دو ناوداني را نزديك و يا دور مي كند و در ازاي بسته توسط چرخ ستاره اي است كه محل استقرار آن در ناودان مي باشد.

 

نوع ديگر بسته بندي  به صورت استوانه اي است كه ويژگي هاي اين نوع نسبت به بسته بند مكعبي بشرح زير است:

1-اگر پس از عمل بسته بندي، بارندگي شود، آب از بسته استوانه اي نفوذ مي كند، درحالي كه در مكعبي ها به دليل فشردگي زياد نفوذ آب سخت است. 

2-علوفه استوانه اي شكل را با توجه شكل خاص آن مي توان در فضاي باز گذاشت و اگربراي مدت طولاني باشد در انبار قرار مي دهند.

3-حجم بسته بندي استوانه اي معادل 30 بسته مكعبي است لذا ترابري آن صرفه جوئي دروقت است.

4-جا به جا كردن و يا بلند و پائين كردن بسته هاي استوانه اي با دستگاه بلند كن خود گردان (ليفتراك)موجب صرفه جويي در هزينه دستمزد هاست.

5-يكي از اصول مديريت علوفه زارها اين است كه بسته ها زودتر از آنها بيرون برده شود تا فضاي زير بسته ها امكان رشد سريعتر داشته باشند، از اين رو بسته هاي استوانه اي اين برتري را دارند


چاپرها يا قورمه كن ها

محصولات علوفه اي شامل همه ي علوفه هائي است كه قابل مصرف براي دام است و به محصول علوفه اطلاق مي كنيم كه افزون بر قطعه قطعه شدن رطوبت آن در هنگام سيلوكردن 50تا 60% بوده باشد تا عمل تخمير در سيلو به آساني انجام شود.

چاپر شامل: بردارنده، استوانه هاي هادي، استوانه برش، پروانه و مالبند كه محور تواندهي از ميان آن عبور كرده است(.

براي كاهش مقاومت در برابر برش، چاپر از نوع دنباله بند بوده (دو رديفه) نيمه سوار يك رديفه استفاده مي شود. همان طور كه مي دانيم هرچه قطعه هاي علوفه خردتر و كوتاه تر باشد امكان خروج هوا آسان تر و تخمير هوازي بهتر صورت مي گيرد، لذا:

1- هرچه سرعت دوران استوانه هاي هادي كمتر باشد قطعه ها كوچكتر است به شرط آن كه سرعت دوران استوانه برش ثابت باشد.

2- هرچه سرعت دوران استوانه برش بيشتر باشد درازاي قطعه ها كوچكتر مي باشد.

3- هرچه شمار تيغه هاي مورب روي استوانه برش بيشتر باشد قطعه ها ريزتر مي شوند.

نكته مهم : از آنجائي كه حركت محور تواندهي به استوانه برش منتقل مي شود و قطعه سنگيني مي باشد از اين رو با قطع حركت تواندهي از سمت بيرون و متوقف شدن آن،استوانه برش ادامه حركت داشته و مي خواهد P.T.Oرا همراه خود بچرخاند و موجب آسيب به آن مي شود لذا بهترين وسيله نقليه كلاچ يك طرفه بين اين دو است، هنگامي كه سرعت P.T.Oكمتر از سرعت استوانه برش شود. اين دو را از هم جدا كند.



چاپر بيشتر براي خرد كردن ساقه و برگ ذرت علوفه اي به كار مي رود و تنظيم ها در چاپر عبارت است از: تنظيم ارتفاع برش، درازاي قطعه هاي درو شده و شدت برش.

1- ارتفاع برش محصول، با بالا و پائين بردن تايرها و يا دماغه ها انجام مي شود.

2-درازاي قطعه هاي محصول درو شده، با تنظيم حركت استوانه هاي برش و هادي و شما ر تيغه هاي روي استوانه انجام مي شود.

3-  شدت برش بستگي به فاصله بين چاقوي ثابت و استوانه برش تنظيم مي شود

4-سرعت حركت دستگاه، متناسب با كم پشتي و پر پشتي محصول و نيز پستي و بلندي زمين انجام مي شود.



چاپر يا قورمه كن يونجه

 
فراورده هاي يونجه


علوفه خشك

علوفه خشك حالتي اوليه براي ذخيره علوفه براي تغذيه دام ها در طي فصل ها ي سرد سال و يا براي ترابري در مسافت هاي طولاني است. هدف از تهيه علوفه خشك ذخيره علوفه برداشت شده با ارزش غذايي بالا، هضم پذيري و حفظ خوش خوراكي و رنگ سبزعلوفه تازه مي باشد. در طول برداشت تا تعليف دام، برگ هاي علوفه نبايد دچار ريزش شوند. كاهش برگ هاي علوفه باعث كاهش اندك عملكرد علوفه خشك، ولي افت شديد كيفيت آن خواهد شد. در اوايل مرحله شكوفه دهي، 30تا 40% كل ماده خشك علوفه ازبرگ ها و60تا70% آن از ساقه تشكيل مي شود.برگ و ساقه ها داراي ارزش غذايي متفاوتي هستند. به عنوان مثال، ساقه يونجه خشك در حدود 11% و برگ ها در حدود 24% پروتئين خام دارند. از اين رو برگ ها اهميت غذايي بسيار بيشتري نسبت به ساقه دارند. لذا حفظ برگ هاي يونجه در طي برداشت، خرد كردن و عدل بندي بسيار ضروري است. ميزان رطوبت گياه يونجه در اوايل مرحله گلدهي به طور معمول در حدود 75تا 80 درصد است. به جز در مواردي كه علوفه به صورت سبز و بيدرنگ پس از برداشت مورد تغذيه دام ها قرار مي گيرند، بايد علوفه براي استفاده بعدي ذخيره شود. ميزان رطوبت مناسب براي ذخيره سازي علوفه كمتر از 20 درصد است. خشك كردن علوفه به سادگي ازدست دادن رطوبت گياهان نيست. ويژگي هاي فيزيكي و فيزيولوژيكي يونجه در فرايند از دست دادن رطوبت مورد تغيير قرار مي گيرند.از اين رو، براي توليد علوفه با كيفيت بالا، داشتن درك درست از مفاهيم اساسي در كاهش ميزان رطوبت و تغييرات ايجاد شده درنتيجه آن در محتوي غذايي علوفه ضروري است. اين اصول براي استفاده از روش هاي تهيه، ذخيره و استفاده از علوفه بسيار سودمند خواهد بود. 




اصول مديريت رطوبت علوفه خشك

ميزان رطوبت علوفه فرآيند توليد را تعيين مي كند.ميزان رطوبت علوفه را مي توان با استفاده از روش آزمايشگاهي و يا توسط سنجش گرهاي الكترونيكي اندازه گيري كرد. در شرايط خشك كردن معمولي قواعد از دست دادن آب و تغيير مواد غذايي علوفه را مي توان به دو مرحله تقسيم كرد:

مرحله1: در شرايط خشك كردن مناسب، ميزان رطوبت علوفه برداشت شده باگذشت 5 تا 8 ساعت پس از خشك كردن از حدود 80 درصد به 50تا 55 درصد مي رسد.آب از دست رفته در اين مرحله بيشتر آب آزاد در فضاهاي بين ياخته اي است.آب به طور عمده به صورت تعرق از طريق نظام آوندي و با افزايش سرعت و ميزان در فضا هاي بين ياخته اي از طريق روزنه ها بيرون مي رود.در اين فرآيند، فعاليت هاي فيزيولوژيكي ياخته ها مانند تنفس و تعرق تا مدتي ادامه خواهد داشت. هنگامي كه آب و مواد غذايي در دسترس محدود شد، سوخت و ساز با استفاده  از مواد غذايي ذخيره شده در گياه انجام خواهد شد كه اين شرايط باعث كاهش سطح كيفي علوفه خواهد شد. به اين مرحله زيست سوزي(كاتابوليسم) اتلاق مي شود. زيست سوزي فرآيندي است كه در آن ياخته ها، مولكول هاي پيچيده را فرو مي شكنند تا بتوانند از آنها انرژي گرفته و از نيروي آنها به كاهند.از اين رو زيست سوزي يك فرآيند برون گرمايي (اگزوترميك) است. زيست سوزي نيمي از فرآيند سوخت و ساز را تشكيل مي دهد.نيمه ديگر زيست سازي(آنابوليسم) نام دارد. اين مرحله تا هنگامي كه ميزان رطوبت به كمتر از 50درصد برسد و ياخته ها زيست خود را از دست بدهند ادامه خواهد داشت. لذا افزايش سرعت خشك كردن علوفه ميزان زيست سوزي را كاهش خواهد داد و از اين طريق از افت مواد غذايي به طور چشمگيري جلوگيري خواهد شد. امروزه با استفاده از دستگاه هاي خشك كن پيشرفته ميزان هدر رفت مواد غذايي در فرايند مرحله خشك كردن به حدود 5 درصد كاهش يافته است.   




مرحله2: اين مرحله هنگامي آغاز مي شود كه ميزان رطوبت علوفه برداشت شده به كمتر از 50 درصد برسد. در طول اين مرحله آب ياخته هاي برگ به فضاهاي بين ياخته اي انتقال مي يابند.همينطور كه ميزان رطوبت گياه كاهش مي يابد، اختلاف پتانسيل آب بين گياه  و هوا كاهش مي يابد و از دست دادن آب كندتر انجام مي گيرد.تعرق از طريق پوست يا لايه مومي(كوتيكول) مومي گياه كندتر مي شود. در اين مرحله، در طي 2 تا 4روز ميزان رطوبت از 40 تا 50درصد به كمتر از 20 درصد مي رسد.در اين نقطه، ميزان رطوبت ساقه كمتر از رطوبت برگ ها خواهد بود. اين نكته اهميت بسيار زيادي در فرآيند خشك كردن علوفه دار د. چون برگ هاي خشك به دليل تأخير در خشك شدن و در طول فرآيند گرد آوري و عدل بندي ريزش كرده و موجب كاهش كيفيت غذايي علوفه مي شوند.در مرحله 2، پس از مرگ ياخته ها، فرآيندهاي فيزيولوژيكي به فرآيند هاي آنزيمي تبديل مي شوند. در رطوبت كمتر از 40%، برگ ها در هنگام جا به جائي علوفه خواهند شكست. تغيير در غلظت عناصر غذايي تحت تأثير سرعت خشك شدن، گرما، شبنم وآبشويي است. تابش مستقيم آفتاب و شبنم مي تواند منجر به از دست دادن بخش زيادي ازويتامين ها و عناصر غذايي محلول در آب شوند. قندهاي محلول در آب تا حد زيادي توسط فعاليت هاي آنزيمي تغيير مي يابند، ولي كربوهيدرات ها (مانند نشاسته) تغيير چنداني نمي كنند.تركيبات نيتروژنه نيز در شرايط معمول تغيير چنداني نمي كنند، ولي اگر سرعت خشك كردن بسيار آهسته باشد يا دما ي بالايي بر علوفه اعمال شود، برخي از پروتئين ها تحت تاثير آنزيم ها قرارگرفته و كاهش مي يابند. پس از مرگ ياخته ها، كاروتن، سبزينه وبرخي از ويتامين ها در گياه تحت تأثير واكنش هاي نور شيميائي تخريب مي شوند و علوفه در اثر تابش نور شديد آفتاب اكسيده مي شود.لذا افزايش سرعت خشك كردن در اين مرحله نيز با جلوگيري از فرآيند هاي آنزيمي، از تخريب و افت سطح عناصر غذايي و همچنين تغيير رنگ جلوگيري مي كند



تيمارهاي مكانيكي و شيميائي براي افزايش سرعت خشك كردن علوفه روش مكانيكي

زيرو رو كردن علوفه: ممكن است براي خشكاندن بهتر نياز به زيرو رو كردن و يا تغيير محل علوفه باشد. بايستي توجه داشت كه كمترين جابه جايي در علوفه انجام شود تا ريزش برگ ها به كمترين حد ممكن برسد. خرد شدگي و ريزش برگ ها با كاهش رطوبت يونجه به كمتر از 50% به شدت افزايش مي يابد. از اين رو  توصيه مي شود كه علوفه با رطوبت كمتر از 40% با چنگك گردآوري نشود. لذا در صورت نياز به جا به جايي، اين عمل از پيش از كاهش رطوبت به زير40% و در صبح زود انجام شود. به منظور خشكاندن بهتر علوفه بايد دسته هاي برداشت شده با حجم كم و فاصله زياد از هم روي زمين قرار داده شوند. دسته هاي گسترده و نازك بيشتر در معرض تابش نور خورشيد هستند و از تهويه جريان هواي مطلوبي برخوردارند. 




جارو زدن: جارو يا ريك وسيله اي است كه براي افزايش خشك شدن يكنواخت علوفه استفاده مي شود. عمومي ترين نوع جارو زدن يا گردآوري پف مانند يونجه و بالا آوردن لايه هاي پاييني است. عمل غلتاندن، ساقه ها را بيشتر در معرض هوا قرار داده در حالي كه قسمت برگ گياه حفظ مي شود. بايستي علوفه را هنگامي كه بيش از 30درصد رطوبت دارد براي جلوگيري از ريزش برگ ها جارو زد. جارو زدن در صبح زود يا هنگام عصر هنگامي از اين كه برگ ها از هوا رطوبت جذب نمود (تا برگ ها نيز حفظ شود) انجام گيرد.اگر جارو زدن هنگامي كه يونجه خيلي خشك است انجام شود، ماده خشك تا 15درصد كاهش مي يابد. بعضي از نمونه هاي جارو ها عبارت  اند از: جارو تحويل، جارو دو طرفه، جارو چرخي، جارو چرخي دو لايه، غلتاندن معكوس و غيره كه هركدام از اين ابزار نقاط قوت خاصي دارد.




تيمارهاي شيميائي : گاهي براي افزايش سرعت خشك شدن يونجه از برخي مواد شيميائي است فاده مي شود.از اين مواد در هنگام برداشت استفاده مي شود كه با افزايش ميزان آب از دست رفته باعث كاهش زمان خشك شدن علوفه مي شوند. اين مواد به طور مستقيم موجب خشك شدن علوفه نمي شوند، بلكه موجب شكسته شدن لايه مومي (كوتيكول) ساقه يونجه مي شوند. با شكستن اين لايه مومي شكل تهويه به صورت مكانيكي و با سرعت بالايي انجام مي گيرد. مواد خشك كن در شرايط آب و هواي گرم، رطوبت پايين، خاك خشك و باد كم تأثيرگذاري بسيار بيشتري دارند. همچنين بهتر است هنگامي كه ساقه هاي يونجه كوچك هستند و بسته هاي برداشت شده كم حجم اند از آنها استفاده شود. اين مواد بيشتر شامل كربنات پتاسيم (3K2CO) و كربنات سديم (3Na2CO) هستند.البته كارائي كربنات پتاسيم بيشتر از كربنات سديم است. مواد خشك كن با ايجاد تداخل در لايه مومي گياه و افزايش سرعت تعرق، ميزان آب از دست داده گياه را به طور چشمگيري افزايش مي دهند. اين تركيبات هنگامي بيشينه تأثيرگذاري را خواهند داشت كه به همراه سامانه هاي خشك كن علوفه مورد استفاده قرار گيرند. بهتر است از مواد خشك كن هنگامي استفاده شود كه احتمال بارش باران و يا وزش رگبار وجود داشته باشد. به طوركلي اين مواد درمحيط هاي مرطوب كارائي بيشتري دارند.كارائي كربنات پتاسيم بيشتر از كربنات سديم است.ميزان مصرف اين دو تركيب 4كيلوگرم در تن بوده و بهتر است كه براي كارائي بيشتر اين ميزان در 60ليتر آب داراي مقدار مناسبي ماه خيس كننده(سورفكتانت) حل شده و به طور مستقيم برروي همه بخش هاي علوفه پاشش شود. 

 

عامل هاي موثر بر كاهش عملكرد علوفه در چرخه فرآيند خشك كردن 

سرعت خشك كردن علوفه به عامل هاي مختلف ي مانند ميزان رطوبت گياه، اندازه دسته علوفه ها و شرايط محيطي (شامل دما، طول روز، رطوبت نسبي و ميزان شبنم سحرگاه كه تمامي اين موارد غير قابل كنترل هستند) بستگي دارد. خشك كردن دسته هاي علوفه درسطح يونجه زار، در محيط هاي خشك و نيمه خشك به حدود 3 روز و در محيط هاي مرطوب به حدود 14 روز زمان نياز دارد. علوفه در روزهاي گرم و طولاني و وزش باد ملايم به سرعت خشك شده و در روزهاي كوتاه و سرد، با رطوبت نسبي بالا و بدون وزش باد به صورت بسيار آهسته خشك مي شود.

پيش از تعيين زمان برداشت در هر چين،  بايستي پيشبيني وضعيت جوي منطقه براي چند روز آينده مورد بررسي قرار گيرد و در صورت پايين بودن احتمال بارش باران، اقدام به برداشت علوفه شود. بارش باران بر روي يونجه برداشت شده مي تواند با ايجاد آبشويي وافزايش زمان لازم براي خشك شدن كيفيت و محتواي غذايي علوفه را به شدت كاهش دهد. بارش باران باعث افزايش ميزان رطوبت علوفه شده و از اين طريق مدت زيست ياخته هاي گياهي را در علوفه برداشت شده افزايش مي دهد. در نتيجه اين امر طول مدت تنفس نيز افزايش يافته و در نهايت موجب افت محتوي غذايي علوفه خواهد شد. اين كاهش در مرحله يك فرآيند خشك شدن رخ مي دهد (كه در بالا به آن پرداخته شد ) كه ياخته ها هنوز زنده هستند و غشاي پلاسمايي از تخليه محتوي ياخته از ديواره ياخته اي به بيرون جلوگيري مي كند.در مرحله دو، هنگامي ميزان رطوبت به كمتر از 40 درصد رسيد بارش باران مي تواند موجب حذف چشمگير عناصر غذايي ياخته هاي مرده از طريق آبشويي شود. محتوي سلول ها بدون محدوديت از ميان غشاي پلاسمايي جريان مي يابند و عناصر غذايي محلول به سرعت كاهش مي يابند.ساختار فيزيكي برگ هاي يونجه و ساقه هاي لطيف آن تخريب شده و ممكن است برگ هاي بزرگ و سنگين تر در نتيجه جابه جايي مورد ريزش قرار گيرند. هنگامي كه علوفه يونجه توسط باران خيس شد، غلظت كاروتن و عناصر كمياب آن به طور بسيار شگفت آوري كاهش مي يابد؛ به طوري كه احتمال دارد ميزان كاروتن علوفه به صفر برسد. افزون بر آسيب و زيان هاي ياد شده بايد احتمال كپك زدگي و آلودگي هاي ميكروبي علوفه را نيز در نظر گرفت كه ممكن است در صورت تداوم شرايط نامساعد جوي روي داده و آسيب و زيان هاي جبران ناپذيري را به علوفه توليد شده وارد نمايند.




سيلوي يونجه (سيلاژ)

يونجه مي تواند براي مدت طولاني توسط سيلوكردن به صورت قصيل سبز ذخيره شود.سيلاژ يك علوفه ذخيره شده است كه در صورت نگهداري مناسب و اصولي ارزش غذايي خود  را حفظ خواهد كرد. براي تهيه يونجه سيلويي، يونجه برداشت شده و در سطح يونجه زار باقي گذاشته مي شود تا ميزان رطوبت آن به 60تا 70 درصد كاهش يابد. بسته به شرايط آب و هوايي، دسته هاي علوفه ممكن است، براي رسيدن به اين ميزان رطوبت نصف روز تا يك روز كامل در سطح يونجه زار باقي بمانند. زيرا يكنواختي ميزان رطوبت داراي اهميت بالايي است. رطوبت علوفه پس از برداشت بايستي به دقت مورد آزمايش قرار گيرد تا علوفه در محدوده رطوبتي مطلوب قرار داشته باشد. اگر رطوبت علوفه درهنگام سيلو كردن بسيار زياد باشد، محتواي غذايي دچار آبشويي شده و از گودال يا ستون سيلو به صورت زه آب بيرون مي رود .تخمير نيز ممكن است اثر منفي داشته باشد. از سوي ديگر، اگر رطوبت علوفه به كمتر از 50درصد كاهش يابد، قرار دادن توده علوفه در سيلو به صورت فشرده و متراكم بسيار دشوار خواهد بود. در نتيجه حفظ مناسب يونجه سيلويي امكان پذير نخواهد بود. همچنين در اين شرايط امكان ايجاد آسيب ناشي از افزايش گرما وكپك زدگي نيز وجود دارد . گرماي بيش از حد توده علوفه باعث ايجاد تغيير رنگ علوفه به قهوه اي خرمايي تا تيره مي شود كه اين حالت نشانه كاهش كيفيت و هضم پذيري علوفه است. هنگامي علوفه به رطوبت مورد نظر رسيد، دسته هاي علوفه با چنگك گرد آوري مي شوند و سپس توسط دستگاه خرد كن به اجزاء 5/1 تا 5/2 سانتي متري خرد شده و در واگن حمل مي شوند.در صورتي كه اندازه علوفه بيشتر از اين ميزان باشد، فشرده سازي آن براي انجام عمل سيلو كردن دشوار خواهد بود. برعكس، اگر اندازه علوفه كمتر از ميزان ياد شده باشد، يونجه سيلويي توليد شده خوش خوراكي خود را از دست خواهد داد و دامعلاقهاي به تعليف آن نشان نخواهد داد. واگن ها علوفه را به محل سيلو حمل كرده و درمحل سيلو تخليه مي كنند. از سامانه هاي مختلفي براي سيلوكردن يونجه استفاده مي شود.




انواع سيلوي يونجه

1-سيلوي عمودي : اين سيلوها به صورت استوانه اي شكل و به طور معمول سقف دار هستند با مصالحي مانند چوب، بلوك و آجر ساخته شده و در برابر هوا غير قابل نفوذ هستند.

2-سيلوي افقي: سيلوي افقي خود به دو دسته تقسيم مي شود:

سيلوي زميني يا گودالي: گودالي در زمين با درازاي زياد و پهناي كم با ديواره ها وكف بتوني، آجري يا سنگ فرش كه براي آسان گري در كوبيدن علوفه در اين نوع سيلو پهناي قسمت كف كمتر از بالا مي باشد. در كف شيبي مناسب براي زهكشي پساب علوفه طراحي مي شود و به طور عموم در گاوداري هاي بزرگ ايران مرسوم است و در شمال كشور به دليل رطوبت زياد توصيه نمي شود.

سيلوي روي زميني يا ديواري: ساختمان اين نوع سيلوها تشكيل شده است از دو ديواره با روكش سيماني، يك كف بتني كه وسط آن را با علوفه پر مي كنند و با پوشش پلاستيك آنرا غير قابل نفوذ مي كنند (اين نوع سيلو براي شمال كشور مناسب مي باشد).

3-سيلوي توده اي (خرمني): به معني محل تجمع علوفه بر روي زمين مسطح يا كمي گود شده در حدود 2 الي 3متر مي باشد.توده علوفه بر روي صفحه پلاستيكي كه در روي زمين قرار دارد انباشته مي شود و هنگامي كه ميزان كافي علوفه در درون آن قرار گرفت يك پوشش پلاستيكي ديگر در روي آن قرار داده مي شود و درزهاي بين آنها به خوبي بسته مي شوند.

4-سيلوي موقتي : اين نوع سيلو به طورمعمول از ديوارهاي متحرك مانند حصار سيمي، علوفه بسته بندي و يا مواد ديگر ساخته  مي شود كه در قسمت دروني ديوار از نايلون براي جلوگيري از بيرون رفتن گاز توليد شده و نفوذ هوا استفاده مي كنند.اين نوع سيلو را با رعايت شرايطي در شمال كشور مي توان استفاده كرد.هنگام ساخت سيلو بايد ضوابط فني را رعايت كرد و به همين دليل حضور كارشناسان و استفاده از نقشه هاي استاندارد الزامي است. سيلو را مي توان با مصالحي چون بلوك، سنگ  و يا بتن مسلح ساخت. كف سيلو بايد شيب ملايم به سمت بيرون داشته تا شيرابه هاي اضافي به بيرون هدايت شده و به درون چاهكي در بيرون از سيلو انتقال يابند.يا اينكه مي توان چاهكي به عمق 2متر و پهناي 50 سانتي متر در كف سيلو براي اين منظور ايجاد كرد.ظرفيت هر يك از سيلوها مي بايست متناسب با شمار دام ها باشد. به عنوان مثال:

دامداري داراي 5 راس گاو و گوساله باشد و حدود 50كيلوگرم سيلوي شبدر برسيم مصرف روزانه آن باشد در حدود 25 متر مكعب سيلو به درازاي 5/12متر،  پهناي 2متر و ارتفاع 1 متر نياز دارد.    

 

فرآيند تخمير   

هدف اصلي در نگهداري يونجه سيلويي جلوگيري از نفوذ اكسيژن به توده يونجه سيلويي و كاهش سريعpH  از طريق تخمير باكتريائي است. 4 مرحله در فرآيند تخمير قابل شناسايي است:

1- هوازي

2- افت يا سكون

3- تخمير

4- پايائي

در مرحله اول، اكسيژن باقي مانده در فضاي بينابين توده يونجه سيلويي از طريق تنفس گياه و ميكرو ارگانيسم هاي هوازي مصرف مي شود. وقتي اكسيژن موجود در اين فضا به اتمام رسيد، سيستم وارد فاز غيرهوازي مي شود. در صورت مساعد بودن شرايط، انتقال از حالت هوازي به حالت غير هوازي به سرعت و در طي چند ساعت انجام مي شود.با ورود سامانه به حالت غيرهوازي، مرحله افت يا سكون آغاز مي شود. در طي اين مرحله، غشاي ياخته اي شكسته شده و باكتري هاي غيرهوازي با استفاده از قند ذخيره شده در گياه به سرعت آغاز به رشد و افزودنش مي كنند.در مرحله تخمير، باكتري ها قندها را به اسيداستيك و اسيد لاكتيك تبديل مي كنند. اسيد لاكتيك اسيد تخمير كنندهاي موثر است وpH يونجه سيلويي را به سرعت كاهش مي دهد. با پايان هرچه سريع تر فرآيند تخمير، محتواي مواد غذايي بيشتري در يونجه سيلويي حفظ مي شود. در صورتي كه فرآيند تخمير به صورت مناسب صورت گيرد،pH يونجه سيلويي در حدود 4تا 5 خواهد بود. در اين محدوده pH ، باكتري ها از بين مي روند و يونجه سيلويي وارد مرحله پايائي مي شود و تا هنگام تعليف توسط دام در اين مرحله باقي مي ماند.

 

افزودني هاي يونجه سيلويي مواد افزودني با هدفهاي زير مورد استفاده قرار مي گيرند:

بهبود تركيب و ميزان مواد غذايي علوفه

كاهش ميزان افت علوفه در زمان نگهداري با افزايش سرعت تخمير

كاهش ميزان افت علوفه در زمان نگهداري با تعديل تخمير

افزايش پايداري علوفه در مرحله هوازي

موادي كه به يونجه سيلويي اضافه مي شوند به طور عمده شامل مواد غذايي، اوره،آمونياك، تلقيح كننده ها و اسيدها هستند. نقش اصلي اين مواد افزايش ارزش غذايي علوفه يا كاهش افت علوفه در زمان نگهداري، از راه بهبود فرآيند تخمير مي باشد.افزودن چنين موادي به سيلوي يونجه كه تخمير در آن كمي كندتر پيش مي رود، مي تواند موثر باشد. علت كند بودن سرعت تخمير در يونجه نسبت به ديگر محصولات سيلويي مانند ذرت،پايين بودن ميزان كربوهيدرات هاي تخمير پذير است.



انواع مواد افزودني

نيتروژن غير پروتئيني: اوره و آمونياك را مي توان با هدف افزايش ميزان پروتئين خام به يونجه سيلويي اضافه كرد. افزودن ميزان كمي از اين تركيبات موجب افزايش قابل توجهي در ميزان پروتئين خام يونجه سيلويي خواهد شد. ميزان توصيه شده براي اين افزودني ها دو كيلوگرم براي هر تن يونجه سيلويي است. به علت بالا بودن ميزان پروتئين خام خود يونجه سيلويي، البته افزودن آمونياك به يونجه سيلويي ميزان پروتئين خام را زياد افزايش نمي دهد، ولي از تخريب پروتئين در چرخه فرآيند تخمير جلو گيري مي كند.بسياري از پروتئين ها در چرخه فرآيند تخمير طبيعي به اسيدهاي آمينه و پپتيدهاي كوچك شكسته مي شوند. اين تركيبات در هنگام تغذيه دام، در شكمبه به شدت تحليل مي روند.لذا جلوگيري از تجزيه پروتئين هاي گياهي باعث افزايش كيفيت چشمگير علوفه خواهد شد.


مواد غذايي : مواد غذايي كه به يونجه سيلويي افزوده مي شوند شامل ذرت، ريز دانه ها(مانند دانه هاي روغني يا غلات) و ملاس مي باشد.افزودن ريزدانه ها به علوفه يونجه باعث افزايش ميزان انرژي سيلو(ذخيره)شده و ميزان ماده خشك علوفه را افزايش مي دهد.البته افزودن دانه ذرت توصيه نمي شود. به طوري كه پيش تر اشاره شده گاهي به علت بالاتر بودن ميزان رطوبت بخشي از محتواي غذايي علوفه به صورت زه آب بيرون مي رود.اختلاط سيلو(ذخيره) با ريز دانه ها از نشت زه آب تا حدود زيادي جلوگيري خواهد كرد. دانه ها پيش از اختلاط با سيلو(ذخيره)بايد به طور مناسب خرد شوند تا عمل جويدن و هضم دام را مختل نكنند.بايستي توجه كرد كه افزودن ريز دانه ها به سيلو(ذخيره) ، به علت بالا بودن ميزان نشاسته در دانه ها، تأثيري در بهبود تخمير نخواهد داشت.

ملاس: يكي ديگر از افزودني هاي يونجه سيلويي است. ملاس سرعت تخمير را با افزايش كربوهيدرات هاي تخمير پذير، افزايش مي دهد.هر تن سيلو(ذخيره) تر فرآيند تخمير را به طور محسوسي افزايش داده و از اين راه كيفيت سيلو(ذخيره) را ارتقاء مي دهد. بايد از افزودن ملاس به سيلو(ذخيره)  با رطوبت بالا خود داري نمود.

مواد معدني : مواد معدني مانند كلسيم، فسفر، گوگرد و منيزيم در هنگام سيلوكردن به علوفه افزوده مي شوند. تنها هدف از افزودن مواد معدني به سيلو(ذخيره) بهبود محتوي غذايي آن است و تأثير چنداني بر فرآيند تخمير و يا روند نگه داري و ماندگاري سيلو(ذخيره)  ندارد.

اسيدها: اسيدها با هدف كاهش سريعpH  يونجه سيلويي، كاهش تخريب پروتئين ها وكربوهيدرات ها در چرخه فرآيند تخمير و افزايش به يونجه سيلويي افزوده مي شوند.از اين اسيدها بوريك اسيد و اسيدهاي معدني مانند سولفوريك اسيد و هيدروكلريك اسيد بايد به صورت رقيق شده و بي خطر به يونجه سيلويي افزوده شوند .از اسيدهاي ديگر مي توان به پروپيونيك اسيد اشاره كرد كه اسيدي ضعيف است ولي براي يونجه سيلويي بسيار سودمند مي باشد.  يكي ديگر از مواد افزودني نگه دارنده دي استات سديم است كه مخلوطي از استيك اسيد و نمك سديم است. اين ماده همانند پروپيونيك اسيد عمل مي كند و تا حدود زيادي از فاسد شدن يونجه سيلويي جلوگيري مي كند.



شاخص هاي كيفي علوفه

براي كيفيت يونجه تعريف هاي مختلفي مي توان بيان كرد؛ مانند ميزان پروتئين، ليف، ليگنين، ارزش غذايي نسبي، رنگ، بو، نسبت برگ به ساقه، لطافت ساقه ها، محتواي غذايي قابل هضم و ديگر تركيبات شيميائي. هريك از اين موارد برتري هايي دارند، ولي بخشي ازكيفيت علوفه را توصيف مي كنند. عامل هاي مربوط به دام نيز مانند ميانگين شيردهي روزانه، ضريب باروري، عملكرد گوشت و غيره در تعيين كيفيت يونجه بسيار مهم هستند.شايد بهترين تعريف براي كيفيت يونجه اين باشد: ميزان قابليت يونجه (علوفه خشك،چرا، يونجه سيلوي ي) براي توليد يك پاسخ مطلوب در دام. عملكرد دام تحت تأثير چندين عامل مختلف است كه شامل موارد زير هستند:

خوش خوراكي : دام در تغذيه علوفه اي كه از نظر شكل، بو و مزه مطلوب باشد بيشتر رغبت خواهند داشت. بنابر اين، خوش خوراكي يك علوفه ممكن است تحت تأثير عامل هايي، همچون بافت خاك، ميزان برگ گياه، كو د دهي، ميزان رطوبت، آفات و بيماري ها و همچنين تركيباتي كه مي توانند موجب شوند تا علوفه شيرين، ترش يا شور شود .در كل، يونجه با كيفيت بالا، خوش خوراكتر است.

ميزان تغذيه: يونجه بايد به ميزان كافي توسط دام مصرف شود تا عملكرد مورد انتظار به دست آيد.در كل، علوفه با خوش خوراكي و كيفيت بالا بيشتر مصرف خواهد شد.

علوفه با كيفيت پايين، زمان بيشتري براي هضم نياز دارد و بيشتر در دستگاه گوارشي دام ها باقي خواهد ماند و از اين رو عملكرد دام را كاهش خواهد داد.

هضم پذيري : هضم پذيري (بخشي از علوفه مصرف شده) به شدت متغير است . 80تا90 درصد يونجه در مراحل نارس و در صورت بالا بودن ميزان برگ ها مورد هضم قرارمي گيرد، ولي كمتر از 50 درصد يونجه بالغ و خشبي هضم مي شود. 

محتواي غذايي :70تا 90 درصد گياهان علوفه اي را آب تشكيل مي دهد. ماده خشك علوفه مي تواند به دو دسته اصلي تقسيم شود : 1- محتواي ياخته (بخش غير ساختاري بافت گياهي مانند پروتئين، شكر و نشاسته)و 2- اجزاء ساختاري ديواره ياخته اي (سلولز، همي-سلولوز و ليگنين).

عامل هاي ضد  كيفي: بسته به گونه ها و رقم هاي گياهي، زمان، شرايط محيطي وحساسيت دام، تركيب هايي در علوفه به وجود مي آيد كه مي تواند منجر به كاهش عملكرد دام، التهاب دستگاه گوارشي و حتي مرگ دام شود. چنين تركيب هايي شامل تانن ها نيترات ها، آلكالوئيدها، سيانو گليكوسيدها، استروژ ن ها و قارچ زهر هستند. علوفه با كيفيت بالا نبايد داراي چنين تركيب هاي ضد كيفي باشد. 



 مرحله نهايي زراعت يونجه برداشت آن است. با تعيين مناسب ترين زمان برداشت و استفاده از روش، ادوات و شرايط برداشت مي توان گام نهايي در دستيابي به محصول كمي و كيفي بيشينه اي تضمين كرد.عملكرد يونجه در هر چين برداري با افزايش فاصله چين ها و بلوغ گياه افزايش مي يابد.افزايش عملكرد در فرايند مراحل رشد اوليه تا اوايل گلدهي به صورت خطي است ولي پس از اين مرحله از شيب افزايش به شدت كم مي شود.البته به طور كلي، سرعت واقعي افزايش عملكرد متغير بوده و به عامل هاي چندي مانند شرايط محيطي، حاصلخيزي خاك، رطوبت خاك، رقم يا اكوتيپ و ديگر عامل هاي مديريت زراعي بستگي دارد. برخلاف عملكرد، كيفيت علوفه و ميزان هضم پذيري آن به طور محسوسي با پيشرفت مراحل رشدي يونجه كاهش مي يابد. توصيه مي شود كه يونجه در اوايل روز و بيدرنگ پس از پايان شبنم بر روي گياه برداشت شود. برداشت يونجه در اوايل صبح اين اجازه را خواهد داد كه علوفه طي يك روز كامل خشكانده شود و در نتيجه به بيشينه رساندن زمان خشك شدن، آسيب و زيان ناشي از تنفس به كمترين برسد و علوفه طي زمان كوتاه تري از يونجه زار گرد آوري شود و از گزند شرايط نامساعد آب و هوايي در امان بماند.ارتفاع مناسب براي برداشت يونجه حدود 5/2 سانتي متر و در نهايت 5سانتي متر است و با افزايش ارتفاع به بيشتر از اين ميزان، عملكرد ماده خشك به شدت كاهش خواهد یافت.يونجه را مي توان به روش دستي يا مكانيزه برداشت كرد. براي برداشت مكانيزه ازدستگاه هاي مختلف مانند انواع دروگرها، ساقه سازها و چاپرها استفاده مي شود.علوفه توليدي را مي توان به صورت علوفه خشك، سيلو شده، پودر يونجه يا حبه شده(پيلت) يونجه ذخيره نمود


اشتراک

دیدگاه دیگران (بدون دیدگاه)...

Leave a reply

نام:: فیلد اجباری.
آدرس رایانامه: فیلد اجباری. غیر فعال
وبسایت::
کد امنیتی:: فیلد اجباری.
دیدگاه: فیلد اجباری.